۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

به روح اعتقاد دارید؟؟

- اگر میخواهید وارد ساختمانی شوید و میبینید کسی در را باز میکند به احتمال 90% مطمئن باشید که در را برای خودش باز میکند نه برای شما.
- مطمئن باشید که درهای گردان علیرغم ظاهر بزرگشان فقط برای یک نفر جا دارند. جدا این فکر را از سرتان بیرون کنید که میتوانید با نفر جلویی همزمان وارد یکی از این درها بشوید بدون اینکه کیفتان لای در گیر کند.
- همکار محترم! برای همه قابل درک است که میخواهید تا جایی که ممکن است کارت خروجتان را دیرتر بزنید ولی ممکن است احیانا کسی پیدا شود که بخواهد همان لحظه کارت بزند پس بحث دلنشین ناهار و رئیس و پاداش و مهد کودک و سبزی قرمه را چند متر آن طرف تر از دستگاه کارتخوان ادامه بدهید.
- آیا ارزش دارد که 12 دقیقه کنار آسانسور طبقه اول منتظر بمانید تا شما را به همکف ببرد؟
- اگر میخواهید یک گزارش هفتاد صفحه ای را با پرینتر عمومی چهار بار پرینت بگیرید قبل از اینکه پرینت را بفرستید و بعد در اتاقتان را ببندید و تا 4 ساعت بعد هم برنگردید از میزان کاغذ داخل دستگاه مطمئن شوید.
- به روح اعتقاد دارید؟؟

این یکی دیگه هیچ جوره راه نداره

دوست عزیزی که لطف میکنی و بنده رو توی فیسبوک به لیست دوستانت اضافه میکنی، درسته که 10 تا دوست مشترک داریم ولی آخه من چطوری اکسپتت کنم وقتی که اسمت یه اسم خیلی متداوله، یه حرف از فامیلت رو هم بیشتر نمیدونم و عکس هم نداری؟ پروفایلت هم خالیه؟ بابا جان این رسمش نیست... یه پیغامی بذار، یه آشنایی بده تا بنده شرمنده شما نشم.

۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

تنها مردن

از خستگی در شرف مرگم. دمر افتاده ام تا کی بشود که خستگی اجازه خواب بدهد. حجم کوچکی که رویم می افتد یادآوری میکند که مادرها بدون اجازه بچه ها حتی حق ندارند بمیرند.