نگارستان
۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه
تنها مردن
از خستگی در شرف مرگم. دمر افتاده ام تا کی بشود که خستگی اجازه خواب بدهد. حجم کوچکی که رویم می افتد یادآوری میکند که مادرها بدون اجازه بچه ها حتی حق ندارند بمیرند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
درباره من
شروین
مشاهده نمایه کامل من
بايگانی وبلاگ
◄
2011
(7)
◄
اکتبر
(1)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(5)
▼
2010
(15)
◄
دسامبر
(3)
◄
نوامبر
(1)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
مارس
(4)
▼
فوریهٔ
(3)
به روح اعتقاد دارید؟؟
این یکی دیگه هیچ جوره راه نداره
تنها مردن
◄
ژانویهٔ
(2)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر