۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

تنها مردن

از خستگی در شرف مرگم. دمر افتاده ام تا کی بشود که خستگی اجازه خواب بدهد. حجم کوچکی که رویم می افتد یادآوری میکند که مادرها بدون اجازه بچه ها حتی حق ندارند بمیرند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر